جوکهای اوسمل

برگی از دفترچه خاطرات اوسمل : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید

 

 

 

اوسمل ماشینش پنچر میشه…میره از لوله اگزوز فوت بکنه شاید درست بشه ..لره رد میشده..میگه:خره…تا صبح هم فوت کنی لاستیکت باد نمیشه…چون شیشه های ماشینت پایینه

 

به اوسمل توپ چهل تیکه فوتبال نشون دادن و گفتن: این چیه؟

کلی فکر کرد و گفت: شطرنج گردالی!

 

 

 

به اوسمل میگن: خبر داری پسرت رکورد شکسته؟! اوسمل میگه: ای خاک بر سرش . گفته باشم……من یه ریال هم خسارت نمیدم !!!!

 


قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا
اوسمل: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه
قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی
اوسمل: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم

 

 

ازاوسمل می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!

 

 

 

به اوسمل  میگن درد عشق بدتره یا درد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

 

 

اوسمل می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده ,می گه این خونه استخر داره، جگوزی داره…اوسمل می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن ! (جاگوزی)

 

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠


رقص خنده دار

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢
تگ ها : رقص


ینهم یه جور جوک

اوسمل رفته بود امریکا وقتی برگشت،

 ازش پرسیدن اونجا مشکل زبان نداشتی؟

  گفت من نه ولی امریکایها همشون مشکل زبان داشتن!

 

 

اوسمل  اسم نویسی میکنه واسه موبایل

 … میگه : خدا کنه نوکیا دربیاد !

 

به اوسمل  میگن تو پیامبرها به کدومشون ارادت بیشتری داری؟ میگه

 حضرت سوج

میگن : حضرت سوج نداریم که

میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج !

 

جورج بوش گفته بطور حتم ۳نقطه ازقم هدف حمله موشکی ما قرار خواهدگرفت…

  لره میگه: چرت میگه چون قم ٢تا نقطه بیشتر نداره….

اوسمل میگه

 جفتتون زر میزنید چون “گم” اصلا نقطه نداره

 

یه روزاوسمل  یه ١٠0 تومنی پیدا میکنه که وسطش سوراخ بوده .. میگه : ای بابا ، اینم از شانس من وسطش گوشه نداره

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱
تگ ها : جوک جدید


فيلمهاي جشنواره فجر 1386

اوسمل با زنش ميرن پيك نيك .زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه.اوسمل ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از مقداري بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.اوسمل به زنش ميگه اگه زير اون درخت بوديم مي مرديما !!!!!!! 

 

 

 اوسمل ميره جوراب فروشي ميگه اقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟ اوسمل هم  دست ميده ميگه: مردونه

 

  اوسمل ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. اوسمل  ميگه: ولي من خوندم , شد ...

 

 

 به اوسمل  میگن چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟  ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب را خراب میکنه ،با تفنگ زديمش ...

 

 

فيلمهاي  جشنواره فجر 1386 :

 به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - دور دنيا با 100 ليتر بنزين - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بنزين بازي - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - پسري با 4 ليتري در بزرگراه - سالهاي سهميه بندي بنزین- گذر از پمپ بنزین- بنزین اجباری- رنگ بنزین-ایدا بابات بنزین داره؟ -

 

 

روز اوسمل  میره جلوی بانک میشینه و پاهاشو باز می کنه بعد دوستاش میبینن بهش میگن چرا اینجوری نشستی ؟میگه اخه دیشب اخبار اعلام کرد به باز نشسته ها وام میدن

 

اوسمل  راديو لوژيست بوده به مريض ميگه تو عکستون يک شکستگي بزرک در دنده ي راستتون ديدم اما اصلا نگران نباشيد خودم با فتو شاب درستش کردم

 

اوسمل و دوستاش ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه اوسمل با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ! ميفهمي؟

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٤
تگ ها :


جوک های اوسملی

به اوسمل می گن : اینجا چی کار می کنی ؟!! می گه : پس کجا چی کار کنم ؟

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.

ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!

اوسمل سفینه میسازه بره خورشید . بهش میگن : چقدر خری ،اونجا ذوب میشیه ، اوسمل میگه : فکر اونشم کردم .اگه طبق برنامه برم شب میرسم خورشید

سینما خرم آباد فیلم شام آخر را پخش کرد ، اوسمل با قابلمه میره  به سینما

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢
تگ ها :


جوک جديد در فاتحه خونی

Ye torke mire fatehe khuni.vaghti miad biroon mibine kafshash nist.mige ya''ni man: 1. nayoomadam? 2. Bedune kafsh oomadam? 3. oomadamo raftam? 4. hichkodam?


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٧
تگ ها :


سيگار کشيدن به روش اوسمل

Torke 2ta cigar baham mikeshid.Goftan chera?Goft 1vase khodam,1vase dustam k tu zendane.Bad mibinanesh ba 1cigar.Migan dustet azad shod?Mige na man tark kardam


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٧
تگ ها :


اين هم جوک جديد ترکها که اس ام اس اومده

Age gofti chera 2 ta tork shab pishe ham nemikhaban?Chon ta sob dava mikonan ke ki vasat bekhabe


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٧
تگ ها :


1 malavane lang bud

harvaght miumad khune khis bud. Zanesh miporse chera, mige kapitan 2ta tork avorde harvaght mige langaro bendazin 2 ab mano mindazan!


نمی دونم که بعد از ۳ سال دوری از وبلاگ نویسی و وب بازی با چی شروع کنم فکر کنم دیگه حوصله لازم برای این کارو ندارم

دیگه گذشته اون زمانی که کل فامیل از دست جوکهای من روده بر میشدن .فکر کنم دیگه بزرگ شدم و شخصیتم دیگه اجازه نمدیده  برای همه جوک بگم و ادا در بیارم الان هم دلم تنگ شده برای اون دورانی که هرچی جوک جدید بود شنیده بودم و همه در مقابلم کم میوردن. البته هنوز هم کمتر کسی پیدا میشه به اندازه من جک بلد باشه و یادش مونده باشه بدون اغراق میگم باور نداری من بازی وقتها با دوستانم شرط بندی میکردم که هرکس یک کلمه بگه تا من دربارش جک بگم .اگر هم جکی در اون باره نداشتم یکی از خودم جک ول میکردم . اون هم از جدیدترین جوکهای روز.

البته فکر کنم حالشو داشته یاشم وبلاگ رو از طریق اس ام اس اپدیت کنم. امکان خوبی هستش.

البته ا.ولین سایت اس ام اس را تو پرشین بلاگ من درست کردم  فکر کنم ۵ سال پیش بود که شروع کردم به اس ام اس  نوشتن ام الان هم  رمز ورود و نام کاربر را فراموش کردم وگر نه انو به روز آوری میکردم.

این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٠
تگ ها :


 

بعد از يکسال

از اوسمل میپرسن کی ميخوای بری مسافرت ؟

ميگه : چهارشنبه اين هفته نه دوشنبه ديگه

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۳
تگ ها :


جوکهای تازه از اوسمل

 

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢٥
تگ ها :


 

اوسمل را ميخاستن ببرن اتاق عمل دکتر ازش میپرسه همراه داريد؟ اوسمل ميگه دارم ولی خاموشش کردم

 

اوسمل ميره مکه ازش میپرسن خونه خدا چه خبر ؟ ميگه بابا بازهم خدا خونه نبود مردم توی حياط واستاده بودند

 

اوسمل ميره مکه موقع سنگ زدن به شيطون سنگاش تموم ميشه ؛ شروع ميکنه به فحش دادن

 

 

اوسمل زنش بچه دار نميشده محل شونو عوض ميکنه

 

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢
تگ ها :


 

اوسمل ميره کنسرت ابی هی داد ميزنه از ابی بخون از ابی بخون

 

 يه نفر سوتين پيدا ميکنه ميبره پيش اوسمل ميگه اين چيه؟   اوسمل بعد از کمی فکر ميگه  فکر کنم کلاه لاله و لادن باشه

 

اوسمل يه کبريت سوخته رم هی دو مرتبه به روی قوطی کبريت ميکشيد يه نفر رد ميشه ميگه اوسمل اون که روشن نميشه اوسمل ميگه اينو باش همين دو قيقه پيش روشن شد

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۸
تگ ها :


 

اوسمل با دوستش ميره مسابقه دو تماشا کنه ميبينه همه دارن ميدودند از دوستش میپرسه اينا دارن چی کار ميکنن دوستش ميگه دارن ميدون تا يکيشون اول بشه اوسمل ميگه خوب بقيه برای چی ميدواند

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٧
تگ ها :


 

اوسمل ميره مشهد ميبينه همه عقب عقب از داخل حرم ميان بيرون اوسمل هم همين کارو ميکنه همين جوری عقب عقب ميومده برميگرده ميبينه تابلو نوشته تهرا ن۱۰ کيلو متر

 

اوسمل زنشو ميبره سونوگرافی بعد از آزمايش دکتر بهش ميگه : بچتون دختره

اوسمل ميگه :آخيی نپرسيدين اسمش چيه

 

  
نویسنده : مهرداد مینایی فرد Minaee fard ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٧
تگ ها :